سنت يعنى (پيروي از) احاديث پيغمبر و ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم اجمعين و اجماع يعنى اتفاق اهل حل و عقد بر حكمى از احكام شرعيه بر وجهى كه معصوم داخل باشد در ايشان. پس به همين بيان اهل سنت به کساني اطلاق مي شود که از راه و روش پيغمبر حرکت کنند.
در اين جا ما به چند مورد از مطاعن رهبر اين عمريها اشاره مي کنيم که آيا به سنت پيغمبر عمل کرده است که طرفداران او خود را مطابق با سنت رسول الله مي دانند.
نهي از حج تمتع
پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه وآله خود فريضه حج تمتع را انجام داد. و از سوى خداوند متعال مأ مور به انجام آن گرديد. نص صريح گفتار خداوند اين است:
پس هر كه با پايان بردن عمره تمتّع به سوى حج تمتّع رود، آنچه از قربانى ميسر است [قربانى كند]. و هر كس به قربانى تمكّن نيافت سه روز در ايام حجّ روزه بدارد و هفت روز هنگام مراجعت، كه ده روز تمام شود اين عمل بر آن كس است كه اهل شهر مكّه نباشد. (ايه 196 سوره بقره)
ولي روزى عمر در منبر خطبه خواند و ضمن آن با كمال صراحت و بى پروايى گفت: دو متعه در زمان پيامبر اکرم صلوات الله عليه واله (حلال) بوده و من امروز آنها را حرام ميکنم و مرتکبين آنها را به کيفر ميرسانم. يكي متعه زنان و ديگري متعه حج.(1)
و در روايت ديگر آمده است که عمر گفت: دو متعه در زمان رسول الله صلي الله عليه و اله و خلافت ابوبکر بود. و من امروز از آنها نهي مي کنم (حرام مي كنم) (2)
همچنين ابو موسى مي گويد: عمر گفت : حج تمتّع سنّت پيغمبر است ، ولى من مى ترسم حاجيان در زير درخت با زنان خود همبستر شوند، سپس با آنها به حج بروند !! (3)
از ابن عباس مي گويد: شنيدم که عمر مي گفت: به خدا قسم من شما را از حج تمتع نهي مي کنم در حالي که به طور قطع آن در کتاب خدا آمده است و خودم آن را با رسول الله ص انجام مي دادم !! (4)
(اسناد: (1) تفسير الرازي ج 2 / 167 وج 3 / 201 و 202 ط 1، شرح نهج البلاغة لابن أبى الحديد ج 12 / 251 و 252 وج 1 / 182، البيان والتبيان للجاحظ ج 2 / 223، أحكام القرآن للجصاص ج 1 / 342 و 345 وج 2 / 184، تفسير القرطبى ج 2 / 270 وفى طبع آخر ج 2 / 39، المبسوط للسرخسي الحنفي باب القرآن من كتاب الحج وصححه ج، زاد المعاد لابن القيم ج 1 / 444 فقال ثبت عن عمر وفى طبع آخر ج 2 / 205 فصل اباحة متعة النساء، كنز العمال ج 8 / 293 و 294 ط 1، ضوء الشمس ج 2 / 94، سنن البيهقى ج 7 / 206، الغدير للاميني ج 6 / 211، المغنى لابن قدامة ج 7 / 527، المحلى لابن حزم ج 7 / 107، شرح معاني الاثار باب مناسك الحج للطحاوي ص 374، مقدمة مرآة العقول ج 1 / 200.
(2) قال عمر: " متعتان كانتا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وعلى عهد أبى بكر رضى الله عنه وأنا أنهى عنهما ". راجع: وفيات الاعيان لابن خلكان ج 2 / 359 ط ايران، الغدير ج 6 / 211.
(3) أخرجه الامام أحمد من حديث عمر في ص 49 من الجزء الاول من مسنده (منه قدس). مسند أحمد ج 1 / 49، الغدير ج 6 / 202 عن المسند.
(4) وعن ابن عباس قال: سمعت عمر يقول: والله انى لانهاكم عن المتعة وانها لفى كتاب الله ولقد فعلتها مع رسول الله صلى الله عليه وآله يعنى العمرة في الحج . راجع: سنن النسائي ج 2 / 16، تاريخ ابن كثير ج 5 / 109. اعتراف عمر ان الرسول صلى الله عليه وآله فعل متعة الحج وهى في كتاب الله: صحيح مسلم ص 896 ح 157، مسند الطيالسي ج 2 / 70 ح 516، مسند أحمد ج 1 / 49 و 50 ط 1، سنن ابن ماجة ص 692 ح 2979، كنز العمال ج 5 / 86 ط 1، مقدمة مرآة العقول ج 1 / 225، حلية الاولياء ج 5 / 205. )
چند مورد از ديگر مطاعن و بدعتهاي عمر بن خطاب
1. نهي از متعه زنان
2. بدعت در اذان صبح
3. بدعت در اذان
4. بدعت در طلاق
5. بدعت تراويح
6. بدعت در قرائت نماز
7. بدعت در عده زن باردار
8. بدعت در تکبير نماز ميت
از توضيح اين موارد فعلا صرف نظر مي کنيم
يورش وحشيانه عمر به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها (در کتب اهل سنت)
سخن نظّام در کتاب الوافي بالوفيات
ابراهيم بن سيار نظام معتزلي از ادبا و دانشمندان مشهور است که به علت زيبايي کلامش در نظم و نثر، به نظّام معروف شده است. در کتابهاي متعددي از نظّام، با اشاره به حضور خليفه ثاني نزد در خانهي فاطمه عليهاالسلام، چنين آمده است:
انّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتي ألقت المحسن من بطنها
عمر در روز اخذ بيعت براي ابيبکر بر شکم فاطمه زد، در نتيجه، فرزندي که وي در رحم داشت و نام آن را محسن نهاده بود سقط شد. (1)
ابن أبيدارم و کتاب ميزان الاعتدال
احمد بن محمد معروف به ابن ابيدارم، محدّث کوفي کسي است که محمد بن أحمد بن حماد کوفي دربارهي او ميگويد: کان مستقيم الأمر عامة دهره؛ او در سراسر عمر خود، پويندهي راه راست بود.
ذهبي نيز مينويسد: کان موصوفاً بالحفظ و المعرفة إلّا انّه يترفض (2) او به حافظ و معرفت حديث شهرت دارد، نقطه ضعفش اين است که به تشيع ميل داشته است. اصولاً جاي تاسف است که علاقه به اهلبيت، يکي از نقاط ضعف محدثان شمرده شود. به هر روي، ابن ابيدارم نقل ميکند که در محضر او اين خبر خوانده ميشود:
انّ عمر رفس فاطمة حتي أسقطت بمحسن
عمر لگدي بر فاطمه زد، در نتيجه او فرزندي که در رحم به نام محسن داشت سقط کرد (3)
جويني و کتاب فرائد السمطين
ابراهيم بن محمد بن المويد معروف به جويني از مشايخ ذهبي است (4)، ذهبي در حق استادش جويني چنين ميگويد: امام، محدث يگانه، فخر الاسلام، صدر الدين.
جويني در کتاب «فرائد السمطين» به طور مستن از ابن عباس نقل ميکند که او گفته: روزي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نشسته بود، حسن بن علي بر او وارد شد، ديدگان پيامبر که بر حسن افتاد اشک آلود شد. سپس حسين بن علي بر آن حضرت وارد شد، مجددا پيامبر گريست. در پي آن دو، فاطمه و علي عليهماالسلام بر پيامبر وارد شدند، اشک پيامبر با ديدن آن دو نيز جاري شد، وقتي از پيامبر علت گريه بر فاطمه عليهاالسلام را پرسيدند، فرمود:
انّي لما رأيتها ذکرتُ ما يصنع بها بعدي کأنّي بها وقد دخل الذُّلّ بيتها وانتهکت حرمتُها و غصب حقّها و منعت ارثها و کُسر جنبها و اسقطت جنينها، و هي تنادي يا محمّداه فلا تجاب و تستغيث فلا تغاث (5)
زماني که فاطمه را ديدم به ياد صحنهاي افتادم که پس از من براي او رخ خواهد داد. گويا ميبينم ذلت وارد خانهي او شده، حرمتش پايمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود ممنوع گشته، پهلوي او شکسته شده و فرزندي را که در رحم دارد سقط شده در حالي که پيوسته فرياد ميزند: يا محمداه! ولي کسي به او پاسخ نميدهد، استغاثه ميکند، اما کسي به به فريادش نميرسد.
(اسناد: (1) الوافي بالوفيات 6/ 17، شماره 2444؛ ملل و نحل شهرستاني 1/157، چاپ دارالمعرفه، بيروت. درترجمه نظام به کتاب بحوث في الملل والنحل 3/255-248 مراجعه شود.
(2) سير اعلام النبلاء 15/ 577، شماره ترجمه 349.
(3) ميزان الاعتدال 1/ 139
(4) معجم شيوخ الذهبي 125، شماره 156
(5) فرائد السمطين 2/ 34، چاپ بيروت.)
يورش وحشيانه گوساله سامري اين امت به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها (به روايت شيعه)
از طريق شيعه به طرق بسياري نقل شده است که ما به کي از آنها اشاره مي کنيم. در بحار از ابراهيم ثقفي از حضرت جعفر بن محمد عليه السلام نقل نموده که آن حضرت فرمودند:
والله علي عليه السلام بيعت نکرد تا آنکه ديد آتش داخل خانه اش شده است.
به هر حال امر حمله به خانه وحي و آتش زدن در خانه يک امر مسلم است که در کتب تاريخي عامه و شيعه مکتوب است از جمله کتب شيعه که مي توان به آن اشاره کرد کتاب نفحات اللاهوت في لعن الجبت و الطاغوت است.
حال با اين شرح کوتاهي که گذشت شما قضاوت کنيد آيا عمريهاي امروزي واقعا پيرو سنت پيغمبر هستند؟؟؟؟؟؟
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون
و كسانى كه ستم كردهاند، به زودى خواهند دانست كه به چه بازگشت گاهى باز خواهند گشت ؟ (شعراء/227)
نويسنده:مجتبی |
دوشنبه هشتم مهر 1387
|