تبليغاتX
تولی و تبری

تولی و تبری

<* السلام علي الاصل القديم و الفرع الکريم قائد الغر المهجلين و يعسوب الدين و امام المتقين قبلة العارفين امير المؤمنين علي ابن ابيطالب*>
    کفر کساني که علي عليه السلام را از پيامبران پايين تر مي دانند

اهل عامه علي عليه السلام را از انبياء گذشته پايين تر ميدانند. در اينجا حديثي را پيامبر صلي الله عليه و آله مي آوريم که کفر ايشان را بيان مي فرماييند.

يک نکته که در اينجا قابل ذکر و همچنين قابل توجه خوانندگان اين است که کلمه کفر يا کافر که به اشخاص تعلق مي گيرد به معني اين نيست که منکر خدا مي‌شود. بلکه کلمه کفر از نظر لغوي به معني پوشاندن حق(انکار حق) است. کافر يعني کسي که حق را مي پوشاند اين يک معني از نظر لغوي. اما اينکه عموم افراد بر اين باور هستند که کفر به معني انکار خداوند است اين طور نيست بلکه کفر به معني رد امر خداوند به يک معني يا آيات خداوند را منکر شدن است. براي مثال شيطان در توحيد هيچ مشکلي نداشت و خداوند را طبق قرآن و روايات به يگانگي پذيرفته بود ولي خدا در قرآن او را کافر مي داند و دليلش اين است که شيطان ( ابليس) از امر خدا سر پيچي کرد به همين علت خدا او را کافر مي داند. دليل ديگر اين است که خدا در قرآن مي فرمايد اي پيغمبر اگر از بت پرستان بپرسي که چه کسي زمين و آسمان را خلق کرده است؟ جواب مي دهند که خدا خلق کرده. پس چرا بتان را مي پرستيد جواب دادند که اينها شفيعان ما هستند. پس از اين مطلب چنين برداشت مي‌شود که کفر به وجود خداوند نیست  بلکه يا انحراف در درک و فهم شفيع است يا در اطاعت نکردن امر خداوند متعال است. پس منکرين مقام علي عليه السلام و اهل بيتش سلام الله عليهم داراي همين کفر هستند.

متن حدیث را در  ادامه مطلب مشاهده فرمایید.


 
نويسنده:مجتبی |  دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ادامه مطلب
موضوع: تولی و تبری | لينک ثابت |

    بیان عذاب اول و دومی در برهوت

در تأويل الايات از جابر بن عبد الله انصاري روايت کرده که گفت: امير المؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام را ديدم که از کوفه خارج مي شد، او را تعقيب کردم تا آنکه به قبرستان يهود رسيد، در ميان آن ايستاد و صدا زد اي يهوديان، از دل گورها پاسخ دادند: لبيک، لبيک، اي مطاع(يعني اي آقاي ما) فرمود: چگونه (و چرا) عذاب مي بينيد؟ گفتند: به خاطر آن که تو را نافرماني کرديم چنان که هارون (برادر موسي) را نافرماني نموديم، از اين رو ما و کساني که تو را نافرماني کرده اند تا روز قيامت در عذابيم. سپس فريادي زد که نزديک بود آسمان ها زير و رو شوند، من از ترس آنچه ديدم بيهوش و به رو به زمين افتادم. چون به هوش آمدم امير المؤمنين را ديدم بر روي تختي از ياقوت سرخ نشسته، و تاجي جواهر نشان بر سر و جامه هايي سبز و زرد بر تن دارد و چهره اش چون قرص ماه مي درخشد، عرض کردم سرورم، اين پادشاهي بزرگي است! فرمود: آري اي جابر، پادشاهي و سلطنت ما از پادشاهي و سلطنت سليمان بن داود بزرگتر است.

سپس حضرت بازگشت و ما هم داخل کوفه شديم و من پشت سر آن حضرت به مسجد رفتم و حضرت چند قدمي راه رفت و مي فرمود: نه والله، نه و الله، اين کار را نمي کنم نه والله هرگز چنين چيزي نخواهد شد. عرض کردم: مولاي من با که سخن مي گوييد، من که احدي را نمي بينم؟ فرمود: اي جابر، در عالم مکاشفه، وادي برهوت در نظرم آمد و شنبويه و حمبروبه (اولي و دومي) را ديدم که داخل تابوتي در وادي برهوت معذب بودند، مرا صدا زدند: اي ابوالحسن اي امير المؤمنين، ما را به دنيا بازگردان تا به فضل و برتري و ولايت تو اقرار کنيم: نه والله، اين کار را نمي کنم، نه والله هرگز چنين چيزي نخواهد شد. سپس اين آيه را قرائت فرمود: (وَ لَو رُدُّوا لَعادوا لِمانُهوا عنه و اِنَََّهم لکاذبون) "و اگر برگردانده شوند باز هم به کارهاي گشدته که از آن نهي شده بودند باز مي گردند و آنان دروغگويند" اي جابر، هيچ کس با وصي پيامبري مخالفت نمي کند جز آن که کور محشور مي‌شود و در صحراي قيامت افتان و خيزان راه مي رود.


 
نويسنده:مجتبی |  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387
موضوع: | لينک ثابت |

    حدیث ابن عباس درباره دوستی و دشمنی با علی

هبط بودن اعمال منکرين و دشمنان علي: طبق اين حديث به فرمايش پيغمبر بدون ولايت از اعمال آنها سؤالي نميشود که بخواهد پذيرفته شود. به صورت به آتش دوزخ ميروند.

نصاري از منکرين علي برترند: طبق فرمايش حضرت رسول. در ضمن يک دليل عقلي هم وجود دارد مضاعف بر فرمايش رسول که صاحب عقل کليه الهيه مي باشند و اينست که: نصاري چه کسي را قبول دارند به عنوان خليفه خدا و پيغمبر نيست الا جز حضرت عيسي بن مريم که از پيامبران الهي مي باشد و جزء ياران حضرت صاحب الزمان هنگام ظهور ايشان هستند. ولي اهل سنت چه کسي را قبول دارند دشمن خدا و رسول که طبق روايات شيعه که بعضاً در کتب عامه هم هست عذاب رمع زا عذاب شيطان هم بيشتر است و طبق فرمايش پيغمبر به اولي به همراه رمع از اهل تابوت هستند که شديدترين عذاب جهنم است.

منکر شدن مقام خلافت علي عليه السلام همان عداوت با ايشان است. به فرمايش حضرت به ابن عباس که عرض کرد: چه کسي با او دشمني ميکند فرمودند: کساني که پايين تر از علي را بجاي او قبول مي کنند. اين در مقابل اهل سنتي که ميگويند ما علي را دوست داريم ولي او را خليفه چهارم مي دانيم. چون نمي توانند حديث- دشمن علي است به دوزخ مي رود (و از اين قبيل احاديث)- را منکر شوند جواب خوبي است که دوستي با اولي و دومي همان دشمني با علي عليه السلام است.

برای اثر نورانی کلام پیغمبر به مصداق کلامکم نور به متن حدیث توجه کنید(ادامه مطلب)


 
نويسنده:مجتبی |  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ادامه مطلب
موضوع: | لينک ثابت |

    احتجاج امیر المؤمنین علیه السلام در برابر اعضای شورای (خلافت)

احتجاج امیر المؤمنین علیه السلام در برابر اعضای شورای خلافت

اهل شورا چه کسانی بودند؟ شورا را چه کسی مطرح کرد؟ و چه زمانی مطرح شد؟

اولا که امر خلافت الهی که شیعه به آن معتقد است با شوری و انتخاب مردم نیست و باید مانند پیغمبر از طرف خدا باشد و خلق در آن هیچگونه دخل و تصرفی نمی توانند داشته باشند.

ثانیاْ خلیفه هم باید شرایط خلافت و امامت (علم الهی (لدنی نه اکتسابی)، عصمت و...) را داشته باشد.

که هیچ کدام از شرایط را هر سه خلیفه که حق خلافت را غصب کردند نداشتند. طبق مستندات تاریخی خود عامه از نظر ایمان همه آنها (خصوصا رمع) متزلزل بوده و  تا قبل از ظهور پیغمبر صلی الله علیه و آله کافر بوده اند.

و اما طرح شوری هم یکی از حیله های دیگر عمر ابن خطاب بود که در آخر عمر خود آنرا مطرح کرد. کسانی که او برای شوری معرفی کرد: یکی طلحه بود که عداوت او با حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام آشکار بود. دوم عبد الرحمن بود که از خویشان عثمان بود که خویشاوندی خود را نسبت به عثمان رها نمی کرد و طرف حضرت را بگیرد. سومی آنها سعد بود که از بنی زهره و بنی امیه بود و طرفداری عثمان و عبدالرحمن را رها نمی کرد و زبیر که به اعتراف عمر گاهی شیطان و گاهی انسان بود که اگر با آنها می ماند حضرت تنها می ماند و اگر طرف حضرت را  می گرفت باز هم یک نفر بود بر فرض هم که سعد با ایشان می بود سه نفر می شدند. ابن ابی الحدید به سند خود از شعبی در کتاب شوری و جوهری در کتاب سقیفه گفته است: روایت کرده اند از سهل بن سعد انصاری که گفت چون حضرت علی علیه السلام و عباس از مجلس عمر برخاستند در روز شوری و به دنبال ایشان می رفتم من شنیدم که آنحضرت به عباس می فرمود که با این تدبیر که عمر کرده خلافت از دست ما گرفتند. عباس عرض کرد: چگونه متوجه شدید حضرت فرمود نشنیدی که می گفت در جانبی باشید که عبد الرحمن است وسعد مخالفت با عبدالرحمن نمی کند زیرا که پسر عم اوست و عبدالرحمن نظیر عثمان و داماد اوست و هرگاه اینها در یک طرف جمع شوند اگر آن دو نفر دیگر با من باشند فایده نخواهد داشت در جایی که من امید به دو تای آنها حتی یکی از آنها را ندارم. به این ترتیب مطلب عمر این بود که به مردم بفهماند که عبدالرحمن افضل است از ما و به خدا سوگند که اگر عمر در این مرض نمیرد من به او نشان خواهم داد بدی و عاقبت آنچه را از اول تا آخر با ما کرد و اگر بمیرد و البته خواهد مرد ایشان اتفاق خواهند کرد که خلافت را از ما برگدانند و اگر بکنند جزای خود را از من خواهند یافت والله که من رغبت به پادشاهی (خلافت) ندارم و دنیا را نمی خواهم ولی می خواهم عدالت را در میان مردم ظاهر گردانم و به احکام خدا و سنت رسول خدا قیام نمایم.

حق الیقین مرحوم مجلسی

برای دیدن احتجاج حضرت امیر علیه السلام در برابر اهل شورا نگاه کنید؛ که خود این جمع(شوری) به فضایلی که حضرت بیان می فرمایند از افضلیت خود بر آنها اقرار می کنند.


 
نويسنده:مجتبی |  سه شنبه هجدهم تیر 1387 ادامه مطلب
موضوع: تولی و تبری | لينک ثابت |

    رد عقیده اهل سنت بر عبارت ابوبکر صدیق

اهل سنت یکی از عقایدی که دارند بر این است که هنگامی که پیغمبر خدا به عرش رفت دید که بر ساق عرش نوشته شده است لا اله الا الله محمد رسول الله ابوبکرالصدیق. و همین روایت را عقیده خویش ساخته اند و این را یکی از فضایل او به شمار می آورند. در اینجا حدیث منقول از حضرت ابی عبدالله جعفر بن محمد علیه السلام بر رد این روایت و  معتقدین به آن و جعلی بودن حدیث می پردازیم. برای مشاهده حدیث برادامه مطلب کلیک کنید


 
نويسنده:مجتبی |  یکشنبه نهم تیر 1387 ادامه مطلب
موضوع: تولی و تبری | لينک ثابت |

    امر دوم در تولی و تبری

در تفسیر نور الثقلین (جلد۵  ِص ۲۶۸) از کتاب احتجاج طبرسی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه واله)

حدیثی طولانی نقل شده است که آن حضرت درباره علی (ع) و اولادش(ع) فرموده :آگاه باشید و بدانید

که دشمنان علی علیه السلام اهل شقاوت و جدایی از حق وتجاوزگران و وبرادران شیطانند ، شیاطین

که بعضی از آنها به بعض دیگر ،سخنانی را جهت فریب ،وحی و الهام میکنند . آگاه باشید و بدانید که

دوستان علی واولادش کسانی هستند که خدا ایشان را در کتابش یاد کرده و فرموده :

{لا تجد قومً یومنون با لله والیوم یوادون  من حاد الله  ورسوله ....}

توضیح: یعنی ای پیامبر! نمی یابی قومی را که بخدا و روز آخرت ایمان دارند

.دوستی کنند با کسانی که با

 خدا ورسول دشمنی کردند ودرباره جانشینی آن حضرت ستیزه نمودندوراه خود سری پیش گرفتند.

وبدان که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه واله) در روز غدیر خم بر وجوب تولا نسبت به ائمه (علیه السلام)

وتبری از دشمنان ایشان آگاهی دادند وفرمایشاتی درباره امیر المومنین فرمودند تا آنجا که فرمودند: اللهم

 وال من والاه و عاد من عاداه ــ خدایا دوستی کن یا کسی که دوستی کند با علی و دشمنی کن با کسی که دشمنی کند با علی علیه السلام .

(((وحال این سوال  است  خدا اگر کسی را به دوستی خود بگیرد غیر از این میشود که او را در آتش

عذاب خود نمی سوزاند!!!! ....و اگر خداوند کسی را دشمن خویش بگیرد (مبغضین ولایت امیر المومنین)

غیر از این میشود که اورا در آتش عذاب خویش فرو برد !!!همانند شیطان... ای کسانی که ولایت امیر

المومنین را رد می کنین قدری تامل کنین ...خود را دشمن خدا کرده اید ...وعذاب ابدی در انتطارتان)))

 


 
نويسنده:رضوی |  یکشنبه نهم تیر 1387
موضوع: | لينک ثابت |

    متن نامه عمر بن خطاب به معاویه ابی سفیان

 

مفاد نامه عمر به معاويه 

 


 
نويسنده:محمد بیات |  چهارشنبه پنجم تیر 1387 ادامه مطلب
موضوع: تولی و تبری | لينک ثابت |

    معرفت امیر المومنین علی این ابیطالب به نورانیّت

حدیثی منقول از حضرت امیر است که ایشان خود را به دو نفر از اصحاب سرّ خود سلمان و ابوذر(که در حدیث به نام جندب آمده است که کنیه ابوذر است). از نظر شآن و مقام شنوندگان حدیث از کمّلین ایمان می باشند سلمان که منّا اهل بیت است و ابوذر درجه ایمان نه را دارد. به همین دلیل امیر المومنین علی علیه السلام از مقامات نورانی خود بیان می فرمایند. در این حدیث می بینیم دین و اسلام خالص شناخت حضرت به نورانیت است. برای مشاهده حدیث....


 
نويسنده:مجتبی |  سه شنبه چهارم تیر 1387 ادامه مطلب
موضوع: | لينک ثابت |

    در تولی و تبری

دو واجب و ضروری از واجبات دین ،تولی و تبری است .یعنی اعتقاد به ولایت محمد و آل محمد علیهم السلام و دوستی ایشان و همچنین عقیده به این که دشمنان ایشان نزد حق تعالی ملعون ومبغوضند ولازم است دشمنی با ایشان به نحوی که در افعال اهل ولایت اثرش ظاهر گردد.و بر این دو امر،احادیث متواتره دلالت دارد .

در کتاب (الصراط المستقیم) محقق کرکی چنین آمده است:

قال تعالی ((لا تَتَّخِذوا عَدُوّی و َ عَدُوَّکم أولیاءَ ))

یعنی:دشمنان من و دشمنان خودتان را دوست خود نگیرید.

از حضرت صادق علیه اسلام روایت شده درباره قول خدای متعال :((الَّذینَ آمنوا وَلَم یَلبَسوا إیمانَهُم بِظُلمٍ

أولئک َلَهم الامن ُ وَ هم مُهتَدونَ ))

((کسانی که ایمان آوردند وایمان خویش را به ستم نیالودند ،ایمنی ازآنِ ایشان است وهم آنان به حقیقت هدایت یافتگانند )) که فرمود:ایمان آوردند به آنچه محمد آورده است و ایمان خود را به ظلم یعنی ولایت و خلافت فلان و فلان ـاولی و دومی ـآمیخته نکردند.


 
نويسنده:رضوی |  سه شنبه چهارم تیر 1387
موضوع: | لينک ثابت |

    مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم

نظر به اینکه دو امر ضروری دین :((تولی ))ـ عقیده مندی به امامت و خلافت ائمه اطهارعلیهم السلام بعداز پیغمبر اکرم  صلی الله علیه وآله و محبت از آنان و پیروی ازآنان  از فروع دین و واجبات الهی می باشد

(و) چون سایر تکالیف به افعال مکلف تعلق دارد پس واجب است که تولی وتبری در اعمال مسلمان ِ مکلّف باشد وتقلید هم درآنها جایز نیست .بلکه هر مسلمان مکلّفی واجب است که از روی ادلّه ی قطعیه ونقلیّه شرعیّه به این دو امر ضروری دین معتقد باشد ونزد او ثابت گردد ،چنانچه علمای اعلام شیعه (رضوان الله تعالی علیهم) در علم کلام این مطلب را کاملا بیان کردند.

والسلام


 
نويسنده:رضوی |  سه شنبه چهارم تیر 1387
موضوع: | لينک ثابت |

    احتجاج امیر المومنین علیه السلام در برابر ابوبکر

با عنایت مولایم صاحب الزمان توفیق حاصل شد تا این حدیث که شامل چهل و سه دلیل حضرت علی علیه السلام در برابر ابوبکر می آورند و او به همه آنها اقرار میکند. این حدیث می تواند دلیل محکم در برابر اهل سنت امروز باشد.


 
نويسنده:مجتبی |  یکشنبه دوم تیر 1387 ادامه مطلب
موضوع: تولی و تبری | لينک ثابت |